الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )
741
علل الشرايع ( فارسي )
احمد بن ابى عبد الله البرقى ، از حسين بن يزيد نوفلى ، از اسماعيل بن مسلَّم سكونى ، از حضرت جعفر بن محمّد عليهما السّلام از پدر بزرگوارشان نقل كرده كه آن جناب فرمودند : رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم فرمودند : ساحر مسلمانان را بايد كشت ولى ساحر كفّار را نبايد كشت . محضر مباركش عرض شد : يا رسول الله چرا ساحر كفّار را نبايد كشت ؟ حضرت فرمودند : زيرا شركى كه دارد بزرگتر از ساحر بودنش مىباشد در حالى كه به خاطر شركش او را نمىكشند چه آنكه سحر و شرك در او با هم قرين مىباشند . و از معصوم مروى است كه توبه ساحر آن است كه مشكلات را باز كند و عقد نكرده و گره نزند . باب سيصد و سى و نهم سرّ اين كه زانى و شارب الخمر را بعد از اقامه سه بار حدّ مىكشند حديث ( 1 ) على بن احمد رحمة الله عليه از محمّد بن ابى عبد الله ، از محمّد بن اسماعيل ، از على بن عبّاس ، از قاسم بن ربيع صحّاف ، از محمّد بن سنان نقل كرده كه وى گفت : حضرت ابى الحسن الرضا عليه السّلام در جواب مسائل من مكتوبى ارسال داشته و در آن مرقوم فرمودند : علَّت اين كه شخص دو بار حدّ خورده را در مرتبه سوّم مىكشند آن است كه وى به حكم الهى استخفاف نموده و باكى از خوردن حدّ ندارد . و علَّت ديگر آنكه خفيف شمارنده خدا و حدّ ، كافر است لذا لازم است او را كشت چون داخل در سلك كفّار مىباشد . حديث ( 2 ) پدرم رحمة الله عليه از سعد بن عبد الله ، از يعقوب بن يزيد ، از محمّد بن ابى عمير ، از جميل بن درّاج ، از حضرت ابى عبد الله عليه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند : شارب الخمر وقتى شرب خمر نمود او را تازيانه مىزنند و اگر دوباره مرتكب شد باز او را مىزنند و اگر بار سوّم مرتكب شد وى را مىكشند .